تبليغاتX
پسران حرومزاده Sons Of Bastard

 پرده برداری از دو حرومزاده ( محسن و عماد)
|+| کی نوشته :عماد و محسن البته وقتی از خواب بیدار شدیم یه روز تو مایه های دوشنبه 28 بهمن1387 ساعت 0:54 |
 عجب شیر
سلام به همه دوستان و دوستداران وبلاگه ما بی تربیت ها

هیچ حرفی ندارم جز تشکر از شما دوستانه خسته

الان که این پست رو میزارم من تو شهر ...دارم اش می خورم (یعنی سربازم)

اینو بهتون بگما الکی آش خور نیستم (۲تا ستاره روو دووشمه=ستوان ۲)

خواستم فقط بهتون بگم که تو ... هم من به یادتون هستم و از شما متشکرم که اینقدر به ما لطف دارین.قربوونه همه بچه با مراما

|+| کی نوشته :عماد و محسن البته وقتی از خواب بیدار شدیم یه روز تو مایه های سه شنبه 10 دی1387 ساعت 18:24 |
 حرومزاده بازی به سبک گرافیکی
|+| کی نوشته :عماد و محسن البته وقتی از خواب بیدار شدیم یه روز تو مایه های جمعه 19 مهر1387 ساعت 17:50 |
 همین امشب

همین امشب فقط  امشب فقط همبغض من باش 

       همین یک شب فقط مثل خود عاشق شدن باش

       در آوارهمه آینه ها تصور من باش

       همین امشب کلید قفل این زندون تن باش

                          رو گلدون رفاقت

بریز عطر سخاوت

بپاش رنگ طراوت

ای جان جانان

    ای درد ودرمان

ای سخت و اسان

                                   اغاز وپایان

      ببار ای ابرکم بر من بباروساده تر شو

      ببار و قطره قطره نم نمک آزاده تر شو

      تو ای باغ پرازبرگ وپراز خواب ستاره

     اگه پر میوه یی  پر سایه یی افتاده تر شو

امشب ببین که دست من

عطر تورو کم میاره

امشب همین ترانه هم

نفس نفس دوستت داره

صدا صدا صدای من

به وسعت یکی شدن

بیا شکن شکن 

بیا به جنگ تن به تن

    

                           ش.ق1374

|+| کی نوشته :عماد و محسن البته وقتی از خواب بیدار شدیم یه روز تو مایه های یکشنبه 14 مهر1387 ساعت 11:20 |
 گمشده

این کودک  ۲۳ساله به نام م.ق.ط در تاریخ

 

 ۱۹/۲/۸۷ از محل کار پدرش که یک گاوداری

 

 است ،متواری شده  و تا کنون به این محل

 

مراجعت ننموده.

 

شایان ذکر است نامبرده دچار پریشانی روان،

 

عدم تکلم مناسب، بیماری مزمن بیرون روی  و

 

شب ادراری می باشد.

 

کسانی که ار وی اطلاعاتی دارند ، با نهایت

 

احتیاط او را نوازش کرده و به ما اطلاع دهند.

 

در ضمن پدر این کودک، حق الزحمه برای پیدا کردن این گوساله،مژدگانی به ندازه مکفی در نظر دارد.

 

 

|+| کی نوشته :عماد و محسن البته وقتی از خواب بیدار شدیم یه روز تو مایه های سه شنبه 24 اردیبهشت1387 ساعت 17:0 |
 جدایی

توضيح :

ما حرومزاده ما در صدد اين هستيم كه به شما بچه با حالايه باعشق يه سري چيزا رو كه هميشه مي بينينش ولي بهش توجه نمي كنين رو با اطلاعات كامل بهتون معرفي كنيم.و اصلا از خاطراتمون يا مسائل روزمره خودمون حرفي زده نشه.اين پست مون اصلا خاطره نيست.يه مسئلست كه حالا يكي از ما حرومزاده ها گريبانگيرش شده.

 

 يه چيزه ديگه اينكه ما حرومزاده ها هيچ وقت از هم جدا نمي شيم.اين مطلب هم كه نوشتيم براي اين هستش كه مي خوايم بگيم حتي جدايي ما حرومزاده ها هم با خنده و خوشحالي همراه هست.

چيزي كه يه پسر رو اذيت مي كنه اينه كه بره سربازي.(البته ناراحتيش فقط وفقط براي از دست دادن مو هاشه نه دوري از پدر ،مادر و زيديه " دوست دوختر").ولي ما بر عكس اين قضيه هستيم.از رفتن به خدمت سربازي خوشحاليم چون تنها چيزي هستش كه ما مي تونيم به خارطش موهامونو هر جوري كه بخواهيم بزاريم.

تو اين مطلب مي خواهيم بيشتر در مورده حرومزاده بزرگ يعني محسن حرف مي زنيم.چون داداش داره ميره خدمت مقدس سربازي.

راستي پادگان ما حروم زاده ها هم با همه جا ها متفاوته.يعني اين پادگان فقط براي حرومزاده هايه داخل كشوره.البته چون از اين جور ادما تو وطن ما به ندرت پيدا مي شه ، به ناچار با ادم هاي  تبعيدي بايد خدمت كرد.چي ميشه.

عماد هم چه بخواد چه نخواد بايد بياد اينجا.چون اونم يه حرومزادست اونم از نوعه كوچيكش

محسن قبل از اينكه بره خدمت خوشحال بود كه بلاخره  داره ميره سربازي.اولين شبي كه رفت خودشو معرفي كنه يه دست لباسه خيلي مشتي دادن بهش.اونم اولين كاري كه كرد اين بود كه عين خوره ها يه عكس مامان از خودش بگيره.

 

 

 

 

وقتي دوره آموزشي رو داشت تموم مي كرد معلوم نبود تو پادگان كي چي كار كرد باهاش يا چي شد كه بعد از 15 روز مو هاش اينجوري شد.

 

 

 

 

 

 

بعد از آموزشي يه دوره 45 روزه مرخصي گرفت.اين حرومزاده به خاطر گرما و خجالت كشيدن از دخترا نتونست مو هاشو از ته بزنه.در نتيجه دست به انجام اين كار زد.

 

 

 

 

هنوز اين 45 روز تموم نشوده بود كه حرومزاده بزرگ از يه دختري خوشش اومد.از اونجايي كه شرم مي كشيد كه بگه سربازه ،اين كار بسيار مبتكرانه رو انجام داد.كه خيلي مورد تحسين از طرف حروزاده كوچك قرار گرفت

 

 

 

 

اين دوره كذايي بلا خره تموم شد.اون دختره هم متاسفانه پيچيد چون اولا فهميده بود كه محسن سربازه و ثانيا پي به ذات اين حروزاده برده بود.در ضمن تو تهران  بگير بگيره 1000تا.

بدبختي پسرا رو نگاه از يه طرف گير ميدن كه يه وقت كسي از خدمت سربازي فرار نكرده باشه ،از طرف ديگه كچل بودن واسه يه پسر خيلي ضايع هستش.ولي محسن يه راهي واسه اين قضيه پيدا كرد طوري كه وقتي كلاه ميزاره ،دختر هايه محترم متوجه نمي شن كه اين حرومزاده مو نداره.و داف بازي خيلي راحته. از اون طرف هم اگر كسي بهش گير داد سريع كلاه رو بر داشته و كچلي سر را به د‍‍ژبان نشون بده.

 

 

 

اسپانسر اين آپمون، كمپاني محترم كاشت موي برادران شماخي با متد جديد از كشور متجاوز اسراييل غاصب

 

 

 

|+| کی نوشته :عماد و محسن البته وقتی از خواب بیدار شدیم یه روز تو مایه های دوشنبه 19 شهریور1386 ساعت 19:5 |
 شیشه خورده داراهای با عشق
 

 

در اول مطلب،ما حرومزاده ها بايد يك عذر خواهي به جامعه ي شيشه خورده داران داشته باشيم .در خواست ما از كساني كه شامل حال حتي يكي از مطالب زيرمي شوند، اين است كه ما را به خاطر آشكار كردن هوييت شخصيشان ببخشند.

هدف ما چيزي نيست جز شناساندن اين افراد به شما عزيزان، كه متاسفانه هنوز در جامعه ما جايي پيدا نكردند و اندك شماري از حضور آن ها اطلاع دارند.

اميد بر آن است كه اين مصالب باعث سوءتفاهم كسي نشود

 

پسران شيشه خورده دار :

داشتن محبت چيزي نيست كه فقط مختص معشوقه ها باشه و بين دختر وپسر ردوبدل بشه. اين دسته از آدما يه سري عقائدي براي خودشون دارند مثلا جمله اي كه هممون شنيده ايم :  دخترا با دخترا – پسرا با پسرا (چون وقتي بچه بودن و مي خواستن با دخترا خاله بازي كنند، مامانه دختره مي گفت دخترا با دخترا--- پسرا با پسرا) وقتي هم كه مي خواست خرش كنه مي گفت: (پسرا شيرند مثل شمشيرند)

به همين دليل از بچگي با دختر ها قهر بوده و درزمان كودكي  به دنبال همبازي و در سنين بالاتر ، در جستجوي يه معشوقه پسر مي گرده.

اينها هم مثل بقيه معشوقه ها محبت هاشونو با هم تقسيم ميكنند ،دنبال جاهاي دنج براي خلوت كردن مي گردند تا با هم بستني بخورند،حتي به هم پيشنهاد ازدواج ميدهند.

ولي چه ازدواجي،آخه با كدوم عروس،بچه چي در مياد؟

از اونجايي كه اين دسته از آدما با اين طرز فكر بزرگ شده اند،در نتيجه از لحاظ اخلاقي و اجتماعي بايد توجيه شده باشند.

اصطلاح علمي : Gay

اصطلاح خودموني : دل آرام

بزرگترين آرزو : رفتن يه سفر به شهر قديسه قزوين

 

 

دختراي شيشه خورده دار:

اينا هم مثل پسرا اين جمله (پسرا با پسرا--- دخترا با دخترا)رو شنيدن.ولي اين جمله واسه دخترا مثل اين مي مونه كه پدر به دخترش ميگه آرايش نكن.( مگه ميشه بدونه آرايش برن بيرون)

به همين علت اين دخترا تو دوران بچگي هم با دختر و هم با پسر بازي مي كردند.

اين دخترا زود تر از پسرا به واسطه داشتن يه عاشق ،به دنبال معشوق واسه خودشون مي گردند. پسرهايي رو انتخاب مي كنند كه اصلا به تيريپ شون نمي خوره ( يعني خوش تيپ و قد بلند هستن).وقتي هم به يه پسري آمار ميدن با تمسخر اونا روبرو ميشه.كم كم از همه پسرا زده شده ولي چه كار ميشه كرد كه يه خلاء داره.چون به غير از مذكر و مونث چيزه ديگه اي نيست (البته دانشمندان جديدا پي به يه جنس ديگه بردند اونم دوجنسه هان كه از بحث ما به دور است)پس ترجيحا يه معشوق دختر پيدا ميكنه.

آره اينا هم به همدیگه محبت نثار مي كنند ، بستني ميخورند وبا هم سينما ميرن.متاسفانه در برخي از موارد ديده شده جاهايه خلوتي رو پيدا ميكنند و با هم سيگار مي كشند اونم از نوع مگنا(جديدا گرون شده یعنی نخي 30 تومان)

اين آدما براي عشق بازي در پارك و سينما و... به دنبال جايه خلوت نمي گردند بلکه اونا تو خونه هايه خودشون مبادرت به اين عمل مي كنند.و چون دختر هستن كسي به اونا شك نمي كنه ( منكرات،همسايه فوضول، برادر كوچيك اونا كه تو خونه هست و...)

اصطلاح علمي : Lesbian

اصطلاح خودموني : خواهره دل آرام

بزرگترين آرزو : پيدا كردن يك هم جنس كه دستها وپاهاش داراي مو هاي زبر باشه ( اگه پايين گردنش هم موداشته باشه كه ديگه عاليه)

 

شيشه خورده داران تنها:

اين افراد چه دختر و چه از نوع پسر به دور ازهرگونه از مطالب ذكر شده هستن.(اصلا به عشق و عاشقي فكر نمي كنن).و به تنهايي خودشون بيشتر اهميت ميدن. اينا حتي بستني رو تنها مي خورن،سيگار هم مي كشند ولي Wineston Light كه الان شده نخي 75 تومان.

واسه پسرايه اين دسته از خورده شيشه دارها بهترين اوقات در نبود اعضاي خانواده مي گذرونن. اگه توجه كنين اين پسرا تميزند و خيلي بوي شامپو داروگر (از نوع گلنار) ميدن. چرا رو نمي دونيم.

البته لازم به ذكره كه بگيم  يه خورده دوست دارن با دختر ها باشند ولي چه ميشه كرد كه تو اين جامعه نميشه دودقيقه با Lover فقط واسه حرف زدن خلوت كني  تا چه برسه بستني  بخورند.

در مورد دختراي اين دسته هم همين طوره.اين افراد وقتي ميري نزديكشون بوي كرم 110(يا از نوع خارجيش Crest,NIVEA) ميدن.اين بو به صورت مقطعي از بدن اين افراد بلد ميشه و به مشام ميرسه .بازم چراشو نمي دونيم.

آدماي اين گروه اصولا هميشه خسته وكسل هستند.اونم نمي دونيم چرا؟

 

 اصطلاح علمي : O.F.M  Only For Me))

اصطلاح خودموني : كفزن ها

بزرگترين آرزو : بردن تلويزيون داخل حمام

نمونه ای از یه پسره تنها و خسته

 

و نمونه ای از دخترای تنها و خسته

در هر صورت اين دسته از آدما،آبرويه هرچي دختر و پسره بردند.چون نه پسر بودنشون معلومه و نه دختر بودنشون.

يه موقع هايي يه كارايي مي كنند كه ما حرومزاده ها از فرط ناراحتي ترجيح ميديم تو تابستون با پيراهن يقه اسكي اونم زرد با كاپشن خلباني آمريكايي به همراه صندل بريم تو پارك لاله واسه دختر بازي تا اينكه اسم پسر اونم از نوع حرومزاده رومون باشه.

خاك برسرهايه ...

 

|+| کی نوشته :عماد و محسن البته وقتی از خواب بیدار شدیم یه روز تو مایه های دوشنبه 18 تیر1386 ساعت 8:26 |
 

 

|+| کی نوشته :عماد و محسن البته وقتی از خواب بیدار شدیم یه روز تو مایه های چهارشنبه 6 تیر1386 ساعت 4:30 |
 شرت و شرتی ها

                به نام خالق بی همتای شُرت

 

تاریخچه:

استفاده اولین شرت بر می گرده به دوران قبل جاهلیت بشر ،که توسط بچه های بی پدر و مادره جنگلی به دیگر جنگلیان عرضه شد.(یه کسایی تو مایه های تارزان)

 

اقسام شرت های این دوره:

شرت با شاخه های بید (شرتهای تابستانی) ، شرت با برگ درخت موز (شرتهای مجلسی) ، شرت با برگ نخل(لباس کار)

 

 

دوره ی بعد از جاهلیت

این گونه شرت ها در انگلیس توسط جان کوچولو ابداع شذ.لازم به ذکره که نه تنها ما بلکه هیچ کسی آرشیوه کاملی از این دوره نداره.

ولی با توجه به اندک اطلاعات ما ،شرت های این دوره همانند دوره قبل جاهلیت دارای معایب بسیاری بود.مثل عدم پوشش مناسب و کارآیی آنچنانی و مقاوم نبودن در برابر بلایایه طبیعی.با توجه به دارا بودن معایب بسیار،استفاده از این گونه شرت ها منسوخ شده.( اگه این شرت ها رو می کشیدین پایین ،بالا اومدنش رو باید از خدا خواهش می کردین )

 

انقلاب صنعتی در شُرت سازی

این دوره مربوط میشه به دهه 90 به بعد که مصادف بود با تأسیس کارخانه های متعدد و پیشرفت صنعت شرت سازی در جای جای دنیا.حال ما به شرت های به وجود آمده از این دهه به بعد می پردازیم:

 

1) شُرت های مامان دوز : s  Work Short) ُMother)

این محصول با توجه به سابقه ی دیرینی که داره ،مورد محبوبیت بسیاری قرار گرفت که کمپانی های مختلفی برای برآورده کردن نیاز مردم و علایق آنها دست به استخدام عده ای از مادران زدند.تا این مادران با توجه به سلایق متعدد خودشون در کارخانه یا خانه ، به تولید این محصول بپردازند که ما برخی از اینارو واستون نام می برریم :

 

مامان دوز گل دار ( گل گلیه تو خال بنفش)**مامان دوز طرح راه راه ( البته کمی مائل به راست) ** مامان دوز ساده ( 12 رنگ)** مامان دوز طرح شطرنجی ( البته در المپیک 1996 د رمسابقه شطرنج ،این طرح جزء گرم کن رسمی شطرنج بازان خسته معرفی شد )** طرح بامشادی هم مورد توجه زیادی قرار گرفته ولی این گونه شرت ها توسط مردان درست شده که با چرخ خیاطی دوختنش.یعنی از گروه مامان دوز خارج شده ومربوط میشه به شرت های بابا دوز.

به دلیل عدم دسترسی ما به این گونه شرت ها،از  زدن عکس محصول مربوطه معذوریم..

 

2) شرت های حلقه ای :

شرت های مامان دوز به علت جا گیریه زیاد تو شلوار و همچنین تولید بیماریه بسیار مسری و خطرناک عرق سوز ، مصرف کنندگان خواهان پیدایش طرحه جدیدی بودند.این امر محققان شرت گرافی را به فکر فرو داشت که به این نتیجه رسیدن با برداشتن پایه های این شرت به صورت منحنی سینوسی (Sin ) می توانند از وزن،حجم و شتاب آن به طرز فجیهی کم کنند.( فرمول واسه اثبات حرفاشون)

Sin ß ≤ £ × Ǿ [557%] =  

محاسن این نوع شرت :

A) کم بودن حجم و وزن آن نسبت به بقیه شرت ها

B) قابلیت استفاده آسان ان

C) خارج شدن اسان هوا به علت نحوه باف آن.

D) پایین و بالا اومدن راحتش

 

معایب :

اذیت کردن کش های دور کمر و حلقه آن که به مرور زمان منجر به زخم میشه

 

3)شرت های یقه اسکی:

محققی به نام مایکل پوتین در مسکو  با توجه به سرد سیر بودن و عدم کاربریه دیگر شرت ها در این مناطق به فکر  ابداع یک شرت افتاد که عایق سرما و یخبندان باشه.بلاخره در نیم ترم دوم سال تحصیلی 94-1993 در ماه ذی القعده داخل بالکن خونش دست به انجام این کار زد.

 از ویژگی های این شرت می شه تحت پوشش قرار دادن قسمت های زیادی از بدن بطوری که از پائین، زانو و از بالا، تا بالای ناف رو می پوشونه. ظرفیت های 1 تا 2.5 مترمکعبی رو تو بازار  میشه به راحتی پیدا کرد ولی ابعاد بزرگ تر با سفارش به کارخانه تهیه میشه.

 

 

 

4) شرت های خانواده:

این محصول منحصر به فرد توسط احمد.ق در کشور سومالی قدیم اختراع شد.

چون در این کشور خانواده ها توان مالی آن را ندارند که هر کدوم از اعضاء ،یک شرت تک سرنشین داشته باشند به ناچار این فیلسوف به فکر بر طرف نمودن این مسئله افتاد. یک نظریه داشت که میگفت "حالا که همه ندارن، پس یکی واسه همه".یعنی یه شرت واسه همه خونواده.البته باید یکروز در میان جاشونو به یکی دیگه بدن تا این شرت آب بندی بشه.

در آسیای شرقی هم به علت تراکم و زیاد بودن جمعیت از اینگونه شرت ها با کارآیی مختلف تولید میشه. چون تو چین پدرا بچه داری می کنند پدرای محترم بچه هارو تو شرت شون میذارن و اونارو به سینما و پارک می برند. (هه هه هه نخند)

محاسن :

تحت پوشش قرار دادن چندین نفر از اعضایه خونواده به صورت نوبتی---  حمل و انتقال آسان اطفال ( با در نظر گرفتن تهویه مناسب)

معایب :

وا رفتن این محصول به علت استفاده متعدد در سایز های مختلف—خطر سقوط طفل--- کثیف شدن زود هنگام این شرت به علت دادن بستنی به بچه

 

 

5) شرت های آهنی :

این شرت اولین بار توسط میرزا غلام رضا خان قزوینی در قزوین ابداع و به دست تولید سپرده شد.

به دلیل غیر قابل استفاده بودن شرت های موجود ( نپرس چرا!!؟) استفاده از این نوع محصول نه تنها برای بومی ها بلکه برای دیگر شهرستانها هم از محبوبیت خاصی برخورداره. این محبوبیت از شرق تا نظر آباد، از غرب تا زنجان، از شمال تا منجیل و از جنوب تا بوئین زهرا صرفاً برای پیشگیری از خطرات احتمالی کشیده شده.در این نوع ،از 4 ورق فولادی که توسط میلگرد نمره 22 مسلح شده استفاده میشه.

معایب:

زنگ زدگی زودرس--- رساندن آسیب های جدی به انگشتان دوستانه نزدیک--- بیماری سنگ مثانه در استفاده کنندگان زیاد دیده میشه چون تو توالت خاک بر سرا نمی شینن.

 

نحوه درست کردن این شرت به خاطر مسائل امنیتی بسیار secretاست.ولی ما با حرومزاده بازی، این اطلاعاته محرمانه رو بدست آوردیم.

 

6) شرت های ورزشی( Mayo ):

ما بهش می گیم شرت های توجیحی .یعنی اگه کسی بدونه شلوار با این شرت تو خیابون واسته،کسی نیست بهش بگه گاگول این چه کاریه ؟چون این بچه باحال فقط کافیه جوی خیابونو نشون بده. به عبارتی هرجایی که آبی باشه ،استفاده از این شورت هم امکان داره.

اگر کسی شرت مناسب واسه پوشیدن نداره،بازم استفاده از این شورت مانعی ندارد.چون درسته جنسش کلفته ولی شکلش مثله شرت های با کلاسه.

محاسن:

خریدن آبروی مصرف کننده در شرایط نا مناسب،عوض شدن نطر دیگران نسبت به مصرف کننده. یعنی دیگه نمیگن یارو شرتیه ، میگن یارو ورزشکاره

معایب :

آب شدن تدریجی نشیمنگاه افراد غیر ورزشکار ،به خاطر تعرق بیش از حد محل مذبور. ریختن شرم و آبوی مصرف کننده در صورت پاره شدن کش های شرت و نمایان شدن قسمتی از بدن در شیرجه زدن داخل استخر

 

 

دیگر شرت های مصرفی :

شرت هایی با کارآیی دیگر شرت ها هستن ولی خوشگل ترند.انواع اونو میشه از adidas، Nike ، Ferrari ، Play Boy، نام برد

 

شایان ذکره که بگیم نوع ایرانیش هم به نام های ناز پوش و برادران رسولی الان پا به پایه رقبای خارجی داره حرکت می کنه 

 

 

شرت هایی هم هستن که عده ی محدودی آن را به پا می کنند و واقعا باعث خجالته ما مردا میشن. مثل شرت های رنگ پا ، شرت های زیپ دار ، شرت های بی ناموسی و شرت های تور توری.

 

شرت بی ناموسی

 

 

 

با تشکر ویژه از Spenser های خوبمون که مارو در تمام مدت تحقیق و جمع آوری اطلاعات، با محبتاشون Support کردن :

 

Spenser: پسران حرومزاده

 

|+| کی نوشته :عماد و محسن البته وقتی از خواب بیدار شدیم یه روز تو مایه های جمعه 25 خرداد1386 ساعت 19:47 |
 تشکر از عزیزان
امروز حرفی ندارم جز تشکر فراوان و قشنگ از بچه های ۱۰۵ (ندا . سمانه .فنچ کوچولو و ...)

 به عبارتی سوز و گدازتونیم (یعنی همون شگه شگه)

 

می خوایم کم کم خفن ترش کنیم . چون دیگه خیلی دخترونه شده

با بای تا رسیدن به ... 

|+| کی نوشته :عماد و محسن البته وقتی از خواب بیدار شدیم یه روز تو مایه های جمعه 11 خرداد1386 ساعت 16:2 |